الشيخ رسول جعفريان

616

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

ثنية الوداع مدينه خارج شد و به سوى مقصد روانه گرديد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ضمن توصيهء آنان به تقواى الهى ، از ايشان خواست تا در برخورد با مشركان ، ابتدا آنها را به پذيرش اسلام فرا خوانند . اگر پذيرفتند از آنان بخواهند تا به مدينه هجرت كنند تا همانند ساير مهاجرين باشند ، در غير اين صورت همچون « اعراب مسلمانند » كه اسلام را پذيرفتند ، اما در سرزمين خود مانده‌اند . براى اين قبيل افراد از فىء و غنايم سهمى نخواهد بود مگر آن كه در جهاد همراه مسلمانان باشند . اگر اسلام را نپذيرفتند ، به قبول جزيه دعوتشان كنيد و اگر آن را نپذيرفتند ، با استعانت از خدا ، با آنها بجنگيد . اگر به كسى « امان » داديد از ناحيهء شخص خود ، نه خدا و رسول ، امان دهيد ، چرا كه در صورت نقض امان كه ذمّه خود را كوچك كنيد ، و اين بهتر از آن است كه ذمّه خدا و رسول را تحقير كنيد . به افرادى كه در صومعه‌ها زندگى مىكنند آسيبى نرسانيد ، متعرض زنان ، كودكان و پيران نشده به قطع هيچ گونه درخت و هدم هيچ خانه‌اى نپردازيد . « 1 » دشمن از حركت سپاه اسلام كه در مقياس نسبتاً وسيعى ، يعنى سه هزار نفر صورت گرفت ، آگاهى يافت . مسلمانان چندى در وادى القرى ماندند و پس از آن « معان » « 2 » پيش رفتند . مسلمانان آگاهى يافتند كه هِرَقْل يك سپاه صدهزار نفرى مركب از قبايل عربى شام و رومىها « 3 » فراهم آورده با فرماندهى شخصى به نام مالك به سوى آنان اعزام كرده است . اين كه خبر مزبور به ويژه آمار سپاه دشمن تا چه اندازه واقعيت دارد روشن نيست ، اما به هر روى مسلمانان در جنگ مردد شدند . آنان تصميم بر مكاتبه با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داشتند كه عبد الله بن رواحه يكى از سه فرماندهء سپاه كه شاعر و خطيبى بليغ بود آنان را به نبرد با دشمن تشجيع كرد . « 4 » جنگ آغاز شد و سه فرمانده مسلمانان در همان روز نخست جنگ با دشمن به شهادت رسيدند . مسلمانان كه پس از شهادت عبد الله بن رواحه ، احساس شكست كردند ، روى به گريز نهادند . « 5 » شبانگاه در حالى كه خالد بن وليد - كه چندى قبل

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 758 - 757 ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، صص 346 - 345 ( 2 ) . شهرى است در فاصله 212 كيلومترى جنوب عَمّان در مسير مدينه به عَمّان ؛ نك : المعالم الاثيره ، ص 275 ( 3 ) . در رجزى كه جعفر در موته خوانده از سپاه دشمن به رومى تعبير شده : و الروم روم قد دنا عذابها * كافرة بعيدة أنسابها ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 375 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 760 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 129 ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 348 ( 5 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 763 ؛ وقتى به مدينه آمدند مردم خاك بر روى آنان پاشيده آنان را فرارى خواندنداما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : لكنهم كراراً ان شاء الله ! طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 129 ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 349